ناهور(ناور) سرز مین ستمدیده گان

ولسوالی ناهور(ناور) یکی از بزرکترین ولسوالیهای ولایت غزنی به وسعت 5234 کیلو متر مربع میباشد که تقریبا یک چهارم خاک ولایت غزنی را تشکیل می دهد. حدود 200000 (آمار تقریبی) جمعیت دارد که به سه دنگ (حصه یابخش) بنام های جرغی وبرجگی، خوات و الودینی (علودینی) تقسیم شده است. مر کز ولسوالی ناهور در دو آبی که جزء دشت ولسوالی ناهور است قرار دارد. از نظر زیبای دشت ناهور بی نظیر و نهایت خوش منظر است که هر بیننده و راهگذر را به وجد آورده و در حیرت فرو میبرد، نا خواسته اورا وا می دارد که باید به وسعت ، زیبای وهموار بودن این دشت فکر کند. خصوصا اگر بیننده یک عارف و پارسا باشد با دیدن این دشت به عظمت خدا متوجه میشود که خداوند این دشت را چه زیبا آفریده است. اگر بیننده متخصص زراعت باشد به ابعاد باالقوه زراعتی آن می اندیشد که هزاران خانواده می تواند از این دشت صاحب نان شود. اگر بیننده متخصص مسکن و شهرسازی باشد رویای ایجاد یک شهر بی نظیر دنیارا در خیالش ترسیم می کند و همین طور هر رهگذری که به دشت ناهور قدم گذارد تفکر و هوای تازه ای به مشام او می رسد که هیچگاه فراموش نمیشود.

از نظر قدمت تاریخی، دشت ناهور دستان افسانه ای قهرمان شاهنامه ای فردوسی است( رستم) او (رستم) همه جا را دنبال اسبی که مناسب حالش باشد میگردد اما نمی یابد. باالاخره به دشت بی سر وپای ناهور می رسد مرادش را (اسبی بنام رخش) پیدا می کند، سپس به تاخت تاز می پردازد که هیچ فردی یارای رستم و هیچ اسبی حریف رخش نمی شود. اکنون تپه ای زیبای در دشت ناهور قرار دارد که بنام تپه ای  رستم مشهور است که تا دوران طالبان میخ طویله ای بزرکی بالای تبه لای سنگ خود نمای میکرد (مشهور به میخ طویله رستم) که هیچ کس توان برون آوردن آنرا نداشت. متآسفانه طالبان این سنگ را بعد از تسلط بر ناهور چون دوتا تند یس شمامه و سلسال در بامیان انفجار داد و میخ طویله اسب رستم را به غارت برد که این خود خیانت بزرک برای مردم افغانستان خصوصا برای مردم ناهور به حساب می آید.

در دوران اشغال افغانستان توسط روسها ناهور اولین ولسوالی بود که از وجود اشغالگران روس آزاد شد. سید محمد حسن مشهوربه به سید جکرن که رهبری قیام را بعهده  داشت از همه ای مجاهدین سبقت گرفت و به شهرت رسید و تا زمان اخراج شوروی، این ولسوالی در دست مجاهدین قرار داشت و بعنوان یک ولسوالی پرافتخار با داشتن مجاهدینی با ایمان، صادق و متعهد شهرتی چون عنوان سنگر مقاومت را بخود اختصاص داد وسر مشق برای بقیه مجاهدین افغانستان شد. به افتخار شجاعت های مجاهدین ناهور، ناهور به ولایت ناهور شهرت یافت.

 در زمان مقاومت علیه طالبان، ولسوالی ناهور آخرین خط مقاومت در هزارجات بود که بدست طالبان سقوط کرد و در ابتدای حملات نیروهای بین المللی علیه طالبان ناهور اولین ولسوالی بود که طالبان فرار را بر قرار ترجیح دادند. طالبان دقیقا رشادت و شجاعت مردم ناهور را در اذهان خود داشتند و باورمند بودند که مرد م ناهور در برابر ولسوالی شان عمیقا حساس است در خلال هر فرصتی ناهور را از تصرف طالبان خارج خواهند ساخت. بعد از ایجاد حکومت مؤقت در کابل ولسوالی ناهور چهره صلح ، آرامش و امنیت را بخود گرفت که تا کنون این  امنیت بطور کامل حفظ شده است. در واقع امنیت مدیون آرمان های صلح طلبی مردم ناهور است دولت کوچک ترین نقشی در جهت تآمین امنیت ناهور ندارد حتی دولت عمدا تلاش کرده است که امنیت ناهور را برهم زند که شواهد زیادی در زمینه وجود دارد. بطور نمونه، به تاریخ 5/6/1391 نیروی های دولتی متشکل از پولیس،اردوی ملی و امنیت ملی با تمام قوا عملیات تصفیوی شان را از خاک ناهور بالای ولسوالی اجرستان (دایه) آغاز کردند به اثر اختلافات درونی بین نیروهای دولتی شکست خورده و از ساحه فرار کردند که در نتیجه  طالبان مردم ملکی وسی محمد وبهادر را تهدید و حدود 500 خانواده مجبور به ترک منز ل شان شدند که نه تنها به خانواده های بی جاشده کوچکترین حمایت از سوی نیروهای دولتی نشدند بلکه نیروی های دولتی مردم محل درمعرض تهدید طالبان قرار دادند و صحنه را برای تاخت وتاز طالبان فراهم ساختند که این خود نشانه ای آشکار از دخالت حکومت در وخیم ساختن ونا امن ساختن ولسوالی ناهور است که حتی تحمل امنیتی که مردم خود شان بوجود آورده است ندارد.             

اما ولسوالی ناهور باگذشت 11 سال از حضور نیروی های بین المللی و تیم های باز سازی ولایتی و سرازیر شدن دها ملیارد دالر کمک بلا عوض جامعه جهانی برای باز سازی و نوسازی افغانستان ولسوالی ناهور چهره ای غریبانه بخود گرفته است. دیگر ناهور شکوه و عظمت سابقش را ندارد بلکه تبدیل به صحنه ای آشکار از تبعیض و بی عدالتی شده است، مردم ناهور کاملا به فراموشی سپرده شده و هیچ سنگی روی سنگ گذاشته نشده است تا نمای از باز سازی و نو سازی را تداعی نماید. سال گذشته (1390) اسفالت سرک غزنی الی ولسوالی ناهور شروع گردید، حدود 5 الی 7 کیلو متر اسفالت شد که از سوی والی غزنی آقای موسی اکبر زاده بدون هیچ دلیلی توقف داده شد هنوز معلوم نیست که بودجه اختصاص داده شده این پروژه کجا به مصرف رسیده است.

وقتی به ولسوالی ناهور چه از مرز ولسولی جاغوری و چه از مرز ولسوالی بهسود میدان وردک وارد میشوی سرکها حالتی مختص به خود را دارد گویا سالهاست که دست نخورد ه و آوار کاری نشده است. در ابتدا انسان فکر می کند شاید در نوار مرزی وضعیت سرکها خراب باشد ولی هرچه جلوتر بروی وضع سرکها خراب تر میشود که مسافر راسخت آزار می دهد و موتر های بدون کمک قادر به پیمودن این سرکها نیست. وقتی وارد قریه های متعلق به ناهور می شوی چشمانت به خانه های سوخته وویران شده مخورد گویا قریه ها به اثر صاعقه طعمه ای حریق وویران گردیده است. حالت عجیب و غریبی به انسان رخ می دهد که نا خواسته به یاد حریق شدن خانه های مسکونی و ساکنین آن می اندازد که با چه وضعی زنان و کودکان با آتش بی رحم دست و پنجه نرم کرده و سر انجام به کام مرک سقوط کرده است. قریه ها ی سوخته و خالی از سکنه انسان را به وحشت انداخته مات ومبهوت میکند که داستان های وحشت ناک قدیم را در ذهن انسان تداعی میکند. در قدیم وقتی بیماری وبا وطاعون به شهری سرایت میکرد همه ساکنین شهر را به کام مرک می سپرد و بی جان میکرد. متآسفانه شماری از قریه های خوات و چای آس و... همان حالت وحشتناک و ویرانی را بخود گرفته است، با این تفاوت که این قریه ها نه توسط صاعقه وسائر بلاهای آسمانی حریق ووبران شده و نه طاعون آمده بلکه کوچی نماهای مسلح به این قریه های مسکونی حمله ور شده همه چیز را به آتش کشیده است آن هم تحت کنترول حکومتی که ادعای دموکراسی و رعایت حقوق بشر می کند که بدون هیچ اقدامی نظاره گر فاجعه ای سر زمین وخانه های سوخته است.

فاجعه ای دلخراش حریق خانه های مسکونی توسط کوچی نما ها نه در دوران اشغال شوروی در افغانستان، نه در دوران طالبان بلکه در سال 1390 و 1391اتفاق افتاده است که به تعداد 1500 خانواده متواری و خانه های مسکونی شان به آتش کشیده شده ونیز شمار از مردم محل زخمی و شمار هم به شهادت رسیده است. حکومت با شعار دموکراسی و حفظ امنیت عامه کوچکترین اقدام برای باز گرداندن مردم ده نشین و باز سازی خانه های سوخته نکرده است.

بعد از دیدن صحنه ای دلخراش قریه های خوات و عبور از جر خشک قدم به دشت نا هور و به طرف مرکز ولسوالی رهسپار میشوی، وقتی به مر کز ولسوالی ناهور می رسی ابتدا چشمانت به یک بازار خرابه می افتد و تصور میکنی که در گذشته اینجا بازار بوده است بعد ا ویران شده است. کمی جلوتر که به اصل این بازار مخروبه می رسی یک هوتل مخربه ای خود نمای می کند که مسافرین در آن رفت آمد دارد بعد نظرت به یک دگانی که در و پنجره اش با پلاستیک تزیین شده ( بخواطر فقر مفرط قادربه نصب شیشه نبوده است) و بیرق افغانستان بالای بام این دکان به اهتزار در آمده، بعضی اوقات یک عراده موتور سایکل و بعضی اوقات دو عراده موتور سایکل در جلو این دکان دیده میشود که این دکان در واقع دفتر امنیت ملی می باشد. کمی جلو تر به انتهای بازار می رسی که بطرف غرب آن حیاط بزرکی میباشد که وسط این حیاط مسجد است که در زمان حاکمیت مجاهدین در دوران اشغال روسها به افغانستان ساخته شد است که مقر فرماندهی و تصمیم گیری مجاهدین به حساب می آمد. خوش بختانه این مسجد دارای یک تحویل خانه میباشد (انبار خانه ) که مجاهدین امکانات و تجهیزات جنگی خود را درآن نگهداری میکرد، اما اکنون این انبار خانه ارتقاء کرده جایش را بعنوان به دفتر ولسوال داده است که دارای در و پنچره ای کوچک است. وقتی به دفتر ولسوال صاحب وارد میشوی  قدم های شما با پاک کون تماس میگیرد که یک بوجی نخی (گونی) به رنگ خاکی است که مدت هاست است تمیز نشده که روی آن از خاک ها یک بوسته ای زخمی از گیل ایجاد شد گویا بالای آن گا ه گیل صور ت گرفته است. دفتر ولسوال صاحب  با موکیت نهایت فرسوده فرش گردیده، یک عدد میز چای خوری یکنفره که یک لنگه ای آن شکسته به نظر می آید و یک سیت کوچ نهایت فرسوده که اسپرینگ های آن از زیر پوشه نمایان است تزئین شده است که باز دید کنند باید نهایت احتیاط را در هنگام نشستن روی کوچها بکند تا مصدوم نشود. وقتی بالای کوچهای فرسوده بنشنی نظرت به تصویر کرزی صاحب می افتد روی عکس وی یک گل گردن گذاشته  شده به نحویکه بیانگر وفات صاحب تصویر را نشان می دهد، خصوصا مردم هند اگر گل را روی عکس درچنین حالت کذای ببیند متوجه میشود که دیگر صاحب این تصویر زنده نیست. مصداق این امر در ولسوالی ناهور کاملا صادق است دیگر کرزی مرد است که بر والی غزنی وولسوال ناهور تسلط داشته باشد و از وضعیت 200000 انسان آگاه باشد دیگر جسم بی روح کرزی به درد هیچ کاری هم نمی خورد. ولسوال صاحب هم به ندرت در دفترش دیده میشود گفته میشود اگثرا وی دنبال کارات شخصی است.

در همین محوطه دفتر قومندان امنیه نیز است که وضعیت قومندانی کمتر از دفتر ولسوال نیست ، دفتر قومندانی با موکیت فرسوده فرش شده  از میز و چوکی هم خبری نیست. تنها از کمک های بلا عوض جامعه جهانی و حکومت کرزی تنها چند عدد سولر آفتابی که مخابره قومندانی امنیه را چارچ می کند، دو پایه ای بادی برای چارچ نمودن بطری جهت روشنای دفتر ولسوال و حدود 100 متر سرک سنگی میباشد. اکنون این پایه ها خراب شده و بطری ها نیز به یغما رفته است دفتر ولسوال بی برق و درشب چون گور و قلب دولتمردان تاریک وخاموش میباشد.

وقتی به درون خرابه ها که جزء بازار مخروبه ای ناهور است گردش کنی  با افرادی بر می خوری میگویند آنها مآمور دولتی هستند کار های خود در خوابگاه شان که سخت ویرانه است پیش میبرند. معلوم نیست که آنها چطور کارات شان را انجام می دهند بدون در اختیار داشتن کمترین امکانات دفتری و تخنیکی.  برای کسانی که از ولایات دیگر افغانستان به ناهور می آیند، وضعیت سخت شکنند و نا امید کنند است شاید باور کند که ناهور جزء افغانستان نیست که با وجود تآمین امنیت هیچ توجه صورت نگرفته است.  درحقیقت وضعیت ناگوار ناهور مایه ای خجلت وشرمساری  برای والی غزنی و ولسوال  و تحقیر برای وساکنین ولسوالی ناهور به حساب می آید، مردمی با آن سابقه ای درخشان و حکومت محلی به این بی کفایتی. افسوس که گوش شنوا وجود ندارد که به صدای مردم پاسخ گوید و نه چشم بینا است که وضعیت را بیبند.

از لحاظ صحی ناهور فاقد شفا خانه است، شمار از کلنیک های ابتدایه که اکثرا توسط نرسها مدیریت میشود وجود دارد که به هیچ صورت پاسخ گوی نیاز مندی های مردم نیست. این کلینک ها با کمبود داکتر خصوصا داکتر ولادی ونسای، دوا و امکانات طبی مواجه است که به هیچ صورت از سوی ریاست صحت عامه مورد توجه قرار نمی گیرد. در تابستان مردم بیماران شان را به کابل و مر کزغزنی جهت تداوی انتقال می هند تا حدی مشکل حل میشود اما در زمستان راه های مواصلاتی کا ملا مسدود است و بیماران با دچارد شدن به اندک بیماری از بین می روند. آمار مرک ومیر مادران و کودکان نهایت بالا است که تا کنون از سوی کدام نهاد ملی و بین المللی گذارش داده نشده است.

به لحاظ تعلیمی باوجودیکه هیچگونه موانع فرا روی تعلیم کودکان اعم از دختر و پسر وجود ندارد تعداد محدودی شاید کمتر از 50%  کودکان دسترسی به تعلیم و تربیه دارد، که دلایل اصلی آن کمبود تشکیل برای مکاتب، عدم ساختمان برای مکاتب که اکثرا کودکان در مساجد، تکیه خانه ها و هوای سوزان درس می خوانند و فقر مفرط که بسیاری ازکودکان برای پیدا کردن لقمه ای نانی که از گرسنگی نمیرد به کارات شاقه گماشته شده است. نظر به آمار مدیریت معارف حدود 20000 شاگرد در ولسوالی ناهور مشغول تحصیل است و شمار دختران کمتر ازپسران حدود 7000 شاگرد میباشند. این آمار، با توجه به میزان جمعیت ولسوالی ناهور نمایا نگر عدم دسترسی شمار زیادی از کودکان به تحصیل میباشند که ادامه این وضعیت برای آینده مردم ناهور سخت نگران کنند است.

اقتصاد مردم ناهور وابسطه به زراعت و مالداری است که کدام توجه در این زمینه هم صورت نگرفته،این عامل با عث شده که سطح اقتصادی مردم پا ین آید، شمار از خانواده که توان پرداخت کرایه موتر را داشته سکونت آبای و اجدادی شان را به مقصد کابل، مرکز ولایت غزنی، هرات ومزار شریف ترک کرده اند و تعداد که باقی مانده با فقر مفرط دست وپنچه نرم می کند ودر سال های اخیر خشکسالی‌های متوالی بر این مشکلات افزوده است ورنج وآلام شان را دوبرابر کرده‌است . این وضعیت مردم ناهور است که هر انسان را اگر احساس بشر دوستانه به هم نوع خود داشته باشد متآثر می سازد.

گرچه مردم تیره بخت ناهور فاقد نماینده در مجلسین شورای ملی و شورای ولایتی نیست ولی زمانه طور به کام مردم ناهور تلخ وناگوار شده که آنها بعد از اخذ رآی با ورود به پارلمان، سینا و شورای ولایتی به مردم پشت کرده اند، انگار که آنها جزء مردم ناهور نیستند. در حالیکه در دوران انتخابات با هزاران نیرنک، سر خم نمودن وتعظیم در مقابل مردم و وعده های چرب از باز سازی، انعکاس مشکلات مردم به حکومت مرکزی مردم را فریب دادند و به مراد رسیدند و با شریک شدن به دسترخان حکومت دیگر این نماینده گان شرم وعار دار دارند که بخود زحمت راه دهند تا از وضعیت مردم خبر گیرند. بنظر می آید که دیگر آنها صاحب خانه و کاشانه به کابل و شهری غزنی شده اند نیازی نمی بیند که به مسؤلیت، تعهدات انسانی و قانونی خود عمل نماید.

علی اکبر قاسمی نماینده در پارلمان

محمد امین احمدی نماینده در سینا

صافی اکبری نماینده در شورای ولایتی

ذکیه رحیمی نماینده در شورای ولایتی

شهید قاضی صاحب شاه ریس فقید شورای ولایتی ولایت غزنی که توسط تروریستان به شهادت رسید یادش گرامی باد

غرض از این نوشته، انعکاس صدای مردم به گوش اولیای امور، نهاد های ملی وبین المللی حقوق بشری، فعالین حقوق بشر، دانشمندان با احساس، وشریک ساختن درد ورنج مردم ستمدید ای ناهور با مردم افغانستان و جهان میبا شد. تا پیامی  باشد برای هر انسان با احساس که با همنوعان و هموطنانش در ناهور چه میگذرد.

قومندانی امنیه ولسوالی ناهور

دفتر ثارنوالی

محکمه ابتدایه

 

نوشته شده توسط (محمد ناهور