نامه ای به خواهرم

مینو1گلم!دنیا مرا دلگیر میبافد

قدجوانم را کمان و پیر میبافد

اینجا تمام شب پدر با سایه ام در جنگ

اینجا تمام شب عمو زنجیر میبافد

من بچه آهو میکشم آزادی خود را

او آهویم را بسته در زنجیر میبافد

تا میروم صوت قناری را بیاموزم

مرد شکاری با تفنگ و تیر میبافد

من میشوم ماهی میان تنگ دلتنگی

با زلفهایم تور ماهیگیر میبافد

من عشق را در چشمهایم میکنم پنهان 

او تازیانه میزند تعذیر میبافد

خواهر در انجا اسمان ایا همین رنگ است؟

عشق تورا هم پنجه تقدیر میبافد؟