معتادان بی‌کس‌وکوی‌ترین انسان‌های‌اند که این روزها در زیر پل سوخته زندگی سختی را می‌گذرانند. آنان مدعی‌اند که کسی به غصه آنان نیست و دولت هنوز برای آنان هیچ کاری نکرده است. اگر گه‌گاهی آنان را از زیر پل سوخته برای تداوی جمع کرده است، اما باز هم رها شده‌ و آنان از روی مجبوری به زیر پل سوخته پناه آورده‌اند.

بوی گند زیر پل، که تقریبا تمام ساحه نزدیک و دور خود را پوشش می‌دهد، در خود جوانانی را دارد که روزی مردان کار و زحمت بودند و برای خانواده‌های‌شان نان‌وآب تهیه می‌کردند. برخی‌ها از زورکاری ها در ایران و برخی‌ها از روی بی‌کاری و رفیقان بد، گرفتار به مرضی شده‌اند که امروز در رنج آن می‌سوزند و دولت افغانستان هم به بهانه جنگ‌ها و وجود گروه‌های دهشت افگن مثل طالبان که اخیرا داعش هم به آن اضافه شده، مبارزه با مواد مخدر را اولویت قرار نداده است. این که جنگ تریاک در افغانستان ریشه‌اش چقدر طولانی است بحث جدا است، اما نمایان است که یکی از منبع‌های عایداتی گروه‌های دهشت افگن همین تریاک است و قاچاق آن. حتا گزارش‌هایی نشر شد که کشورهای غربی و در راس آن امریکا، نمی‌خواهد عایداتی که از مواد مخدر به دست می‌آورند را از دست بدهند.

 

خیلی از حدس‌وگمان‌های قوی وجود دارد که برخی از شرکت‌های خارجی مردم را در ولایت‌های بامیان، کندز، بدخشان و دیگر ولایت‌ها تشویق کرده‌اند که تریاک بکارند و در بدل آن پول زیادی بدست می‌آورند. این در حالی است که در برخی از ولایت‌ها خیلی از خانواده‌ها دسته جمعی به مواد مخدر مبتلا اند. هرچند کابل آرامش را از همه ربوده است، نمی‌توان هیچ جای امنی برای خود یافت، اما معتادانی که زیر پل سوخته زنده بودن‌شان را دوام می‌دهند، با صدها درد سوخته، رنج عمیقی در جریان تاریخ به ثبت می‌رسانند. آنان بی‌کس‌وکوی‌ترین انسان‌های‌اند که هر لحظه سوژه‌ای برای دیگران می‌شوند. در زیر پل که مکان تجمع و محلی برای زندگی معتادان است، در روزهای سخت زمستان، کودکان و زنان نیز دیده می‌شوند که به اعتیاد روی آورده‌اند.

 

معتادان از این که دولت با آنان بازی دوگانه می‌کند و مردم آنان را به عنوان مجرم می‌شناسند، شکایت‌هایی فراوان دارند. گزارش‌هایی نشر شد که معتادان مساله تداوی از سوی وزارت صحت را دروغ قلمداد کرده‌ و گفته‌اند که مسوولان دولتی فقط آنان را برای تداوی می‌برند، اما تداوی نمی‌شوند. حتا در تداوی معتادان نیز تبعیض قومی وجود دارد. با این وجود، شکی باقی نمانده است که معتادان تداوی نمی‌شوند، هنوز هیچ گزارشی مبنی بر این که معتادی تداوی شده باشد و به زندگی عادی خود برگشته باشد، وجود ندارد. این خود نمایان‌گر فساد در رابطه با تداوی معتادان است.

 

پیشتر نمایندگان مجلس نیز در رابطه با موجودیت بیش از حد معتادان در زیر پل که برخی آنان زنان و کودکان اند، ابراز نگرانی کرده بودند و از دولت خواستار رسیدگی به آنان شده بود. عبدالرووف ابراهیمی دولت را به بی‌تفاوتی نسبت به معتادان و کودکان معتاد متهم کرده بود و گفته بود که دولت «با کمال بی‌تفاوتی نسبت به معتادان و کودکان معتاد، موقف اختیار کرده است.» اما هنوز هم معتادان در زیر پل سوخته در رنج و عذاب به سر می برند و سرمای زمستان را سر می‌کنند و رنج عمیقی در تاریخ افغانستان به ثبت می‌رسانند.

 وزیر صحت چندی پیش به رسانه‌ها گفته بود که چون معتادان به مواد مخدر دست‌رسی آسان دارند و مواد ارزان است، تداوی معتادان نتیجه نمی‌دهد. این در حالی است که در کابل مرکز تداوی 1500 بستر پیشتر ایجاد شده بود که به گفته وزیر صحت هر معتاد تا 45 روز زیر تداوی قرار می گرفت، اما هیچ تداوی آنان موثر نبود، آن را به 90 روز افزایش دادند، باز هم تاثیر روی تداوی معتادان نگذاشت. حتا کسانی که تداوی شده‌اند، دو بار یا سه بار رجعت داشته‌اند.

در همین حال، وزارت مبارزه با مواد مخدر اعتیاد را سونامی خاموش خوانده بود و از برنامه‌های جدی این وزارت در رابطه با معتادان خبر داده بود. این وزارت به رسانه‌ها گفته بود که دریای کابل را از وجود معتادان پاکسازی خواهد کرد، اما وزارت صحت می گوید که دیگر جایی برای آنان وجود ندارد. در حالی که مردم همیشه از بودن معتادان در زیر پل نگرانی خود را در رسانه‌ها اعلام کرده‌اند، اما دولت مثل این که در خواب خرگوش رفته و یا هم در گوش‌های خود برای نشنیدن صدای ملت پخته مانده باشد.

 

اقدام‌های دولت برای جمع آوری معتادان از سطح شهر و انتقال آنان در یک مکان معین چاره ساز نبود و پس از چندین بار جمع آوری، معتادان دوباره به زیر پل سوخته برگشتند. برخی از شهروندان اما به این باور اند که جنگ تریاک در افغانستان تطبیق می‌شود و جنگ برای تولید، قاچاق، ترافیک و فروش مواد مخدر در افغانستان جریان دارد. این در حالی است که مسوولان ذی‌ربط تاکنون مبارزه جدی‌ای برای محو کشت و قاچاق مواد مخدر روی دست نگرفته‌اند.

 

با این حال، اکثر معتادان از کشورهای ایران و پاکستان در برگشته‌ و در بزرگ شهرهای افغانستان و در مکان‌های عمومی جا گرفته‌اند. وزیر صحت عامه می‌گوید که معتادان به مواد مخدر  دست‌رسی آسان دارند به همین دلیل، تداوی معتادان نیز  کم تاثیر است. به گفته او، تا ارگان‌های دیگر با این وزارت همکاری نکنند و جلو فروش مواد مخدر گرفته نشود، معتادان نه کم می شوند و نه تداوی تاثیری خواهد داشت. وزیر صحت عامه در رابطه به این که چگونه می‌شود معتادان را از سطح شهر جمع کرد، به رسانه ها گفته است که آنان پارسال پلان داشتند کمپی برای معتادان ایجاد کنند تا معتادان هم داو طلبانه زیر تداوی قرار بگیرند، هم آنان به مواد مورد نیازشان دست‌رسی داشته باشند، اما به دلیل این که مورد اتهام فروش مواد مخدر قرار نگیرند، هنوز کمپی برای معتادان اینجاد نکرده‌اند. هم‌چنین وزیر صحت از افزایش معتادان در کابل خبر داده است و گفته است که با وجودی که آنان و مسوولان تلاش دارند، اما معتادان زیاد شده می‌رود. نظر به گفته‌های وزیر صحت، از سه میلیون معتاد در کشور، 11 درصد آنان را تنها کودکان تشکیل می‌دهد که نزدیک 110 هزار کودکم می شود. این واقعا یک رقم تکان دهنده است.

 

مشکل اصلی این است که معتادان و کسانی که تداوی می‌شوند، دست‌رسی بسیار آسان به مواد مخدر دارند و مافیا در چند جای کابل مواد را می فروشند. پیشتر در یک گزارش تحقیقی-تصویری رادیوآزادی مکان‌های خرید و فروش مواد مخدر را ذکر شده بود و در اخیر چاده بابه مزاری حتا یک کودک مواد را به معتاد به فروش می‌رساند. از طرفی، سکتورهای امنیتی در رابطه به محو کشت، قاچاق، ترافیک و فروش مواد مخدر همکاری نمی‌کنند و حتا برخی از آنان در خرید و فروش آن دست دارند و با قاچاق‌بران نیز همکاری دارند. با آن که قاچاق‌بران بزرگ مواد مخدر افشا شد، اما هنوز دولت چیزی در مورد دست‌گیری آنان به رسانه‌ها نگفته است. دولت مثل مردم فقط افسوس از مبتلا شدن شهروندان کشور به مواد مخدر می‌خورد و از این پدیده که انگار شوم هم است، شکایت و گلایه دارند، اما اقدامی برای مبارزه با آن را روی دست ندارند. همواره مسوولان ذی‌ربط از پرسش‌های خبرنگاران در مورد مواد مخدر به شکلی بسیار ماهرانه  طفره می‌روند.