هزاره ها، بایدها و نبایدها(۴)سیستم رهبری خرد جمعی

 

سردار قلندر (فوق لیسانس مدیریت إجرائی)

 

مقدمه

بر همه روشن است که وضعیت مطلوب هزاره ها، وضعیت موجود نمی باشد، برای برون رفت از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب،صاحب قلم، چند مطلب دیگر هم به رشتۀ تحریر در آورده است و به نشر سپرده است که در اولی بر لزوم سیستم سازی(۱) و در دومی، نقایص رهبری فردی(۲) شرح مختصر داده شد، در پایان مطلب دوم وعده داده شده بود که در مطلبی دیگر راهکار لازم نیز داده شود. در این مطلب سیستم و یا مکانیزم رهبری و تصمیم گیری برای جامعه هزاره را که بتواند این جامعه را با تمام فاکتورهای تأثیر گذار به پیش ببرد و جامعه را به سمت وضعیت مطلوب هدایت نماید بیان شده است.

 

انواع سیستم های رهبری و هدایت عامه

 

از لحاظ اینکه فرد در رأس امور کارها قرار بگیرد یا جمع، دو رقم سیستم رهبری وجود دارد:

 

یکم، سبک رهبری فردی

مکانیزم های مختلفی برای تعیین اهداف، تصمیم گیری، برنامه ریزی، هدایت، اجرإ و ارزیابی برای یک فرد یا یک سازمان، یا شرکت و یا یک جامعه وجود دارد یک مورد آن سبک رهبری فردی است که در آن یک شخص یا یک فرد در رأس همۀ امور قرار می گیرد، در مطلبی، نارسائی های ممکن این سیستم هدایتی برای جامعه ای مانند جامعۀ هزاره، شرح مختصر داده شده است که از شرح بیشتر آن در این مطلب خودداری خواهد شد. بنابرین به دلیل ناکارائی و عدم جواب دهی این سبک رهبری برای جامعه امروز هزاره این سبک رهبری، مناسب برای جامعه هزاره نمی باشد.

 

 

دوم، سیستم رهبری خرد جمعی

 

مکانیزم و سبک دیگر هدایت امور، سیستم رهبری خرد جمعی است،در سیستم رهبری جمع محور، جماعتی، برای مدت زمانی، به صلاح دید اکثریت، در رأس کارها قرار می گیرد و تا زمانی که اکثریت تشخیص بدهد که بودنشان در رأس، به منافع کلیت می باشد در رأس باقی می مانند و زمانی که کلیت تشخیص بدهد که باید مجموعه ای دیگر از افراد، در رأس بیایند این جابجائی صورت می گیرد.

 

   تعریفی که از رهبری در این نگاه به هدایت  جامعه داده می شود عبارت است از:

 

) رهبری‹Leadership›، توانایی اجتماعی انسانها، برای شکل دهی آینده است.(

 

در این تعریف رهبری، یک پروسه و فرایند می باشد، پروسه به این معنا که این کار، یک کار دوامدار می باشد که پایانی برای آن در نظر گرفته نمی شود به دلیل اینکه زندگی یک جریان دوامدار می باشد هر چند امکان دارد یک فرد یا اشخاصی به هر دلیل از این دنیا بروند ولی کلیت جامعه، همچنان به زندگی خود ادامه خواهند داد بنابرین لازم است که برای جامعه بطور دائم و بدون وقفه و بندش، تصمیم گیری صورت گیرد  و مکانیزمهای اجرائی لازم نیز وجود داشته باشد و با توجه به شرایط جامعه و شرایط محیطی‹Environment States› واکنش مناسب انجام شود، پروسه ای که جامعه را از وضعیت موجود به سوی وضعیت مطلوب هدایت نماید  به خصوص حفظ پروسه های اساسی تغییرات لازم تا جامعه توان خود را برای تطبیق با شرایط محیطی حفظ نماید.

 

با این تعریف، هر سازمان و جامعه، رهبران متعددی دارد افراد بسیاری در سطوح مختلف در ایجاد و حفظ حرکت خلاق اجتماعی، نقش حیاتی بازی می کند تا جامعه، خود را با شرایط محیطی تطبیق دهد و در نتیجه ما جمع رهبران داریم که تصمیم ها و برنامه ها و کارها، حاصل فکر و تلاش جمعی آنها می باشد، که در شرکت ها و سازمانها با توجه به وضعیت آن سازمان و نهاد از آن بهره گرفته می شود که تحت عنوان هئیت مدیره یا هئیت اجرائیه و یا هئیت رئیسه و یا بورد تصمیم گیری از آن یاد می شود.

 

هرچند سیستم رهبری خرد جمعی، در قرآن کریم هم به طریقی بیان شده است آنجایی که خداوند در سوره ای (...وامرهم شورا بینهم...) با ترجمه اینکه: ...و آنها در مورد مسایل با هم مشوره و همفکری می کنند... یاد کرده است.

 

اقدامهای اجرائی بکارگیری سیستم رهبری خرد جمعی

 

 اولین اقدام، آگاهی است آگاهی از یک ذهیت درست و یک ذهنیت غلط، آگاهی در راستای بکارگیری سیستم رهبری خرد جمعی، دارا شدن ذهنیت، چوکات ذهنی یا ادراک یا فهم(Perception) یا به تعبیری دیگر سیستم فکری (Mental Models) این رقم هدایت جمعی می باشد وقتی جامعه الگوی ذهنی رهبری جمعی پیدا کرد خود به خود نیازمندی برای رهبری خرد جمعی فراهم می شود و الگوی ذهنی رهبری فردی پس زده می شود و افراد پپولیست و اغواگر عامه، دیگر زمینه فعالیت پیدا نخواهند کرد به دلیل اینکه نیازمندی جامعه، رهبری خرد جمعی خواهد بود و رهبر و یا رهبران دیگر خریدار نخواهند داشت و این گام اول است و باید به صورت آگاهانه ذهنیت درست(سیستم رهبری خرد جمعی) را جایگزین ذهنیت غلط( سبک رهبرفردی)  نمود.

 

اقدام دوم، همگانی سازی آگاهی است در این گام باید هم به عموم مردم آگاهی لازم از یک الگوی ذهنی درست داده شود تا نیاز و خواست و کشش جمعی را برای تطبیق آن فراهم کرد.

 

اقدام سوم، تطبیق آگاهی در عمل است و به بیانی، اعمال سیستم رهبری خرد جمعی می باشد، و در عین حال به آن ادراک درست و جواب ده، جامه عمل پوشانیده شود، ناگفته نماند هر قدر که از خرد جمعی گفته شود ولی تا زمانی که اعمال نگردد و به صورت اثربخش و مفید اجرائی نشود و فایده های آن برای جامعه نشان داده نشود موضوع، در حد تئوری و نظریه باقی خواهد ماند. ملزومات این مرحله شامل تعهد نسبت به جامعه، شناخت عمیق از فاکتورهای تاثیرگذار بر جامعه و داشتن دانش لازم مهندسی اجتماعی و مهارت لازم در اجرائی سازی تئوری ها و یا خلق تئوری های لازم و اجرای آنها در یک جامعه است.

 

هر چند اقدام شماره وار دوم و سوم ممکن است به همین ترتیب شماره وار اجرا شود یا اینکه به موازات هم اجرا شود یا اینکه اول شیرازه کار در جامعه تطبیق داده شود و سپس شرح داده شود که چه چیزی در جریان می باشد یعنی اول آگاهی یا آگاهی و عمل همزمان و یا اول عمل بعد آگاهی و این بستگی دارد که چطور مهندسی اجتماعی خوب جواب می دهد که باید به همان طریق اجرا شود.

 

اقدام چهارم، نهادینه سازی است نهادینه سازی در دو بعد، یکی نهادنیه سازی آگاهی در الگوی ذهنی کلیت جامعه و دیگر نهادینه سازی مکانیزمها و سیستم هایی است که سیستم رهبری خرد جمعی را اعمال نماید که خروجی آن خرد جمعی باشد و نه چیز دیگر.

 

نهادینه سازی آگاهی در روح ذهنی جامعه بسیار مهم است به دلیل اینکه اگر این کار صورت نگیرد باز امکان ارتجاء و بازگشت به حالت خلاء و یا سبک رهبری فردی وجود دارد. در عین حال بوجود آوردن سیستم ها و مکانیزم هایی که بتوانند از طریق آن رهبری خرد جمعی را برای جامعه بکار برد و باز از درون آن یک شخص، سیستم را خنثی و خود را رهبر بسازد وجود دارد.

 

حالت های ممکن

 

چند وضعیت از لحاظ مدیریتی در یک جامعه، قابل تصور می باشند که عبارتند از: یکم، خلاء سیستم تصمیم گیری، دوم برقراری سبک رهبری فردی، سوم، سیستم رهبری خرد جمعی و چهارم، وجود همزمان سبک رهبری فردی و سیستم رهبری خرد جمعی.

 

حالت اول به آسانی امکان پذیر است که هیچ کس به فکر کلیت جامعه نباشد و در این حالت کلیت جامعه در یک خلاء سیستم تصمیم گیری به سر ببرد. حالت دوم نیزبه آسانی امکان پذیر است به دلیل اینکه اشخاص به عنوان فرد تلاش می نماید تا منافع شخصی خود را حفظ کند و چه بهتر برای این که در رأس تصمیم گیری برای کلیت جامعه قرار بگیرد تا خوبتر بتواند منافع شخصی را در لاله بلا و پوشش منافع جمعی تامین نماید، و اما برقراری سیستم رهبری خرد جمعی باید آگاهانه از سوی جامعه در کل و از سوی استراتژیست ها و ارزشمدارها به طور خاص، سرش کار صورت گیرد تا به مرحله اجرائی و کاربردی برسد و در ادامه در بطن جامعه برای همیشه نهادینه گردد. مفهوم این پاراگراف به این معنی است که وضعیت خلاء سیستم تصمیم گیری مانند وضعیت تاریکی و شب می باشد که این خلاء می تواند مدتها باقی بماند و هیچ نوری مشاهده نشود و در این تاریکی می تواند فرد(Individual)  در خلاء تصمیم گیری وارد شود و خود را رهبر بنامد و گاهی مقداری نور خلق نماید و گاهی ممکن است ظلمت و تاریکی را بر جامعه شدت دهد چون جامعه فکر می کند که سیستم تصمیم گیری دارد در صورتی که در واقع ناکارا است. بنابراین باید از پس نور و روشنائی رفت و نور و روشنائی را برای کلیت جامعه آورد، ممکن است شب و روز طبیعی بیاید و برود اما پیشرفت، رفاه و سعادت بدون خواست، تصمیم و کار و تلاش جمعی نخواهد آمد، پس سیستم رهبری خرد جمعی نیز بدون خواست و تصمیم و تلاش جمعی نخواهد آمد.

 بخواهیم، ملزومات آن را فراهم نمایم، تا داشته باشیم.

...افلا یتفکرون...

 

................................................................

 

  • 1- هزاره ها، بایدها و نبایدها(1) لزوم سیستم سازی

http://www.worldhazaracouncil.org/%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A71-%D9%88-%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA/

  • 2- هزاره ها، بایدها و نبایدها(۳) شیوۀ تفکر رهبری کاریزماتیک فردی - رهبری فردی

http://urozgan.org/fa-AF/article/9223/